مطالب آزاد

خوانش دراماتیک فلسفه

این یادداشت کوتاه به مثابه مقدمه‌ای تفسیری خواهد بود بر مجموعه ‌یادداشت‌هایی که قصد داریم تحت عنوان «درآمدی بر فهم دیالوگ‌های افلاطون» منتشر کنیم. دلیل این انتخاب نیز بیشتر به نقش بنیان‌گذاری سقراطِ افلاطونی، در تأسیس آنچه ما اکنون «فلسفهٔ سیاسی» می‌نامیم، برمی‌گردد. در این سلسله‌یادداشت‌ها می‌کوشیم تا با بهره‌گیری از شیوهٔ تفسیری لئو اشتراوس و نیز توجه به نکاتی

شرحی بر فصل نخست پولیتیا – بخش دوم

این نوشته مقالهٔ دوم رشته‌مقالاتی دربارهٔ پولیتیا است. مقالهٔ نخست زیر نام «پیش‌درآمدی بر فهم و تفسیر پولیتیای افلاطون» در شمارهٔ نخست شهریور نشر یافته است. مکان دیالوگ مکانِ گفت‌وگو عرصهٔ خصوصی است، نه در درون پولیس. در خانهٔ کفالوس است که شهروندِ آتن نیست. بیگانه‌ای است مقیم آتن که بیرون از شهر خانه‌ دارد و در نزدیکی خانهٔ خود

پیش‌درآمدی بر فهم و تفسیر پولیتِیای افلاطون

امین سوفیامهر – ولیتیا آغاز فلسفه سیاسی است: یعنی اندیشیدن به فضیلت‌مند‌ترین شیوه زندگیِ زیست سیاسی و زیست فلسفیِ ممکن و مطلوب در «شهر» و هر بغرنجی که به این پرسش بنیادین مربوط ‌شود. از آنجا که این پرسش‌ بنیادین است، و محدود و محصور به هیچ دوره‌ تاریخی خاصی نیست، رویکرد تاریخ‌گرایانه به پولیتیا نابسنده است. عموم رویکردهای تاریخ‌گرایانه، تنها آموختن درباره گذشتگان را مطلوب و ممکن می‌دانند و آموختن از آنان را نامطلوب و ناممکن. البته که این دیدِ تک‌سویه، ساده‌انگاری گذشته و پیچیدگی‌های آن است و مبتنی بر نگاه خطی به تاریخ.

طلسم تصویر – بخش نخست

نیما قاسمی – «تصویر» هم شامل تصویر ستاره‌های ورزشی می‌شود، هم ستاره‌های دنیای سینما، هم پیشوایان دینی و معنوی، و هم شامل تصویر چیزها و موقعیت‌ها. اما به زعم ما، همچنین، این واقعیت را با ارجاع به ذهنیت‌هایی که حامل این تصاویر هستند نیز می‌توان نشان داد. گاهی این قبیل مقایسه‌ها به صراحت در بیان شفاهی یا مکتوب مردم دیده می‌شود: به طور مثال،‌ صریحاً مارادونا را اسطوره می‌نامند و او را با بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ از جمله پیشوایان دینی همانند می‌کنند.