«ایران»، مفهومی ملّی و میهنی

محمد محبی – یکی از بهانه‌های مهم ایران‌ستیزان برای تخفیف و انکار مفهوم ایران، اطلاعیه ۶ دی ۱۳۱۳ دولت وقت ایران است. در این اطلاعیه از کشورهای مختلف جهان خواسته شد که در مکاتبات رسمی خود با کشور ایران، فقط از کلمه «ایران» استفاده کنند و از کلماتی چون پارس، پرشیا و … استفاده نکنند. دلیل آن هم کاملاً روشن است: سرزمین ایران از دیرباز نام‌های گوناگون داشت.

ادامه

پیش‌درآمدی بر فهم و تفسیر پولیتِیای افلاطون

امین سوفیامهر – ولیتیا آغاز فلسفه سیاسی است: یعنی اندیشیدن به فضیلت‌مند‌ترین شیوه زندگیِ زیست سیاسی و زیست فلسفیِ ممکن و مطلوب در «شهر» و هر بغرنجی که به این پرسش بنیادین مربوط ‌شود. از آنجا که این پرسش‌ بنیادین است، و محدود و محصور به هیچ دوره‌ تاریخی خاصی نیست، رویکرد تاریخ‌گرایانه به پولیتیا نابسنده است. عموم رویکردهای تاریخ‌گرایانه، تنها آموختن درباره گذشتگان را مطلوب و ممکن می‌دانند و آموختن از آنان را نامطلوب و ناممکن. البته که این دیدِ تک‌سویه، ساده‌انگاری گذشته و پیچیدگی‌های آن است و مبتنی بر نگاه خطی به تاریخ.

ادامه

تعاریف دانشنامه ایرانیکا از هویت ایرانی

افشین متین عسگری – برای نشان دادن تأثیر مباحث تجدیدنظرطلبان، می‌توان یادداشت سال ۲۰۰۵ یارشاطر در باب «ایران» را در نظر گرفت که در آن، کماکان از مفاهیمی مانند «ملی‌گرایی هخامنشی» استفاده می‌کند؛ اما بسیار کم و با صلاحیت بیشتر: «هخامنشیان به اینکه خود را آریایی و پارسی می‌نامیدند افتخار می‌کردند؛ اما نه دین شخصی و نه ملی‌گرایی‌شان، تأثیری در حکمرانی امپراتوری آنان نداشت»

ادامه

ایرانشهر؛ از قلمرو تا فرهنگ 

تورج دریایی – ایرانشهر نام قلمروی است که اردشیر بابکان، اولین شاه ساسانی، بر آن حکومت می‌کرد. البته اردشیر بابکان، از همان ابتدا، به عنوان شاهنشاه ایران و پادشاه ایرانیان روی کار آمد. یعنی، از پیش، مفهوم ایران به عنوان سرزمینی که عده‌ای با نام ایرانی در آن زندگی می‌کنند، در تفکر و ذهنیت آن زمان وجود داشته است و در زمان ساسانیان نیز، همچنان، ادامه پیدا می‌کند.

ادامه

ایران‌زمین در ایرلند

مجتبی روهنده – «ایران‌زمین»، روزگاری، جایگاهی ویژه در میان شاعران و نویسندگان ایرلندی داشته است. جوزف لِنون، نویسنده کتاب شرق‌شناسی ایرلندی، در سرآغاز کتاب خود می‌نویسد ایرلند در طول تاریخ اروپا، همواره، کشوری شرقی به حساب می‌آمده است تا کشوری غربی و اروپایی. او، همچنین، به این مطلب می‌پردازد که نام کشور ایرلند، که به زبان گایلیک ایرین است، در کتاب‌های دوران قرون وسطی، همراه همیشگی نام ایران بوده است.

ادامه

طلسم تصویر – بخش نخست

نیما قاسمی – «تصویر» هم شامل تصویر ستاره‌های ورزشی می‌شود، هم ستاره‌های دنیای سینما، هم پیشوایان دینی و معنوی، و هم شامل تصویر چیزها و موقعیت‌ها. اما به زعم ما، همچنین، این واقعیت را با ارجاع به ذهنیت‌هایی که حامل این تصاویر هستند نیز می‌توان نشان داد. گاهی این قبیل مقایسه‌ها به صراحت در بیان شفاهی یا مکتوب مردم دیده می‌شود: به طور مثال،‌ صریحاً مارادونا را اسطوره می‌نامند و او را با بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ از جمله پیشوایان دینی همانند می‌کنند.

ادامه

سرنوشت ایران، سرنوشت ایرانی

سیاوش پورستاریان – فرخ‌فال می‌گوید که هرچند وطن آرمانی با نام «ایران» موضوع ناسیونالیسم عصر عارف بوده، اما ایران یا وطن، به عنوان یک واژه یا نشانه کلامی، «نمی‌توانست در زبان بی‌هیچ پیشینه‌ای باشد.» او سپس با اشاره به برخی نظریه‌های ادبی، مثل نظریه‌های باختین- برای یافتن رد و نشان ایرانیت به عنوان یک هویت در متن ادبی- تلاش می‌کند به سراغ یک آغاز برود.

ادامه

چالش‌های آکادمیک در برابر پارادایم هویت ملی-پارسی 

افشین متین‌عسگری – در سال ۱۹۹۴، یارشاطر خود اشاره کرده بود که «تاریخ ایران باستان، در زمان ما، به دلیل تلاش‌های دانشمندان غربی از گمنامی سابق خود بیرون آمده است و به ایرانیان تحصیل‌کرده دلایل بیشتری برای پی بردن به ارزش مفهوم ایران باستان می‌دهد». نسل‌های روشنفکر با پیشی‌گرفتن از اعتراف یارشاطر، پا را از مدیون بودن به دانشمندان اروپایی فراتر گذاشتند تا حدی که اعتبار احیای ایران را به دانشمندان مستشرق دادند.

ادامه

درهم‌تنیدگی ملت و امپراتوری

افشین متین عسگری – بهتر است تز «تداوم» ذات‌گرایانه را رها کنیم و به جای آن بر این تمرکز کنیم که چگونه ایران به عنوان دولت-ملتی مدرن‏ و هویت ایرانی (‏ملی)، با بازآرایی خلاقانه مفاهیم امپراتوری پیشامدرن ساخته شدند. از دیگر سو، تاریخ‌نگاری نقادانه می‌تواند تداوم الگوهای امپراتوری که سلسله‌های پس از اسلام را به ساسانیان و حتی بسیار پیش‌تر از آن، یعنی اشکانیان و هخامنشیان مرتبط می‌سازند بپذیرد.

ادامه

افول مفهوم ایران در دوره زندیه

مجید دهقانی – وطن سعدی جایی است که در آن به دنیا آمده و نسبت بدان آن عِرق دارد. وطن سعدی شیراز است ولاغیر و سعدی نیز در این معنی، نماینده جمهور مردم ایران. این مفهومِ وطن، حتماً مفهومی غالب در نزد مردم بوده است امّا نمی‌توان بدان جامه کلّی پوشاند و در پی اثبات فقدان مفهوم وطن به معنای امروزی در ایران بود؛ زیرا وطن در نزد شاعری چون فردوسی، دقیقاً به معنای ایران در مفهوم جغرافیایی و سیاسی بوده است.

ادامه